دسته بندی

سبد خرید  

هیچ محصولی ثبت نشده

هزینه پستی 0ريال
مجموع 0ريال

اتمام خرید

نماد اعتماد اینترنتی نماد ساماندهی
http://nashrcdn.ir/i/o_1bnv32cja1eeqr3d1nknn6f1h1d2b.jpg

جوانی

جوزف کنراد(مولف),لیلا حسین نژاد(مترجم),نسیم عزیزی(ویراستار)
ناشر : نشر روزگار نو
سال چاپ : ۱۳۹۲
تعداد صفحات : ۶۴
شابک : ۹۷۸۶۰۰۶۸۶۷۲۱


برای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک کتاب از اپلیکیشن پاتوق کتاب، اینجا کلیک کنید.

معرفی کوتاه:کتاب حاضر، در بردارنده داستانی انگلیسی قرن ۲۰م، اثر «جوزف کنراد» (1857 1924 م) است. در خلاصه داستان آمده: «مارلو» مردی چهل و دو ساله و خودساخته است که به‌ اتفاق چهار مرد دیگر که هر کدام سرشار از خاطرات تلخ و شیرین، عشق، شکست، پیروزی و... هستند در پشت میزی نشسته‌اند. مارلو به بازگو کردن ماجرای زندگی‌اش در کشتی، در بیست‌سالگی و اوج جوانی می‌پردازد. سفری در دریا با کشتی‌اش به نام «ژودا» که برای مارلو، حوادث گوناگون، تجربیات فراوان و خاطره‌ای حیرت‌آور به وجود می‌آورد که او را در جوانی تبدیل به مردی دنیا دیده می‌سازد. لازم به ذکر است، داستان با الهام از سفر دریایی نویسنده به رشته تحریر در آمده است.

توضیحات
«جوانی» داستانی است از جوزف کنراد (۱۹۲۴-۱۸۷۵)، نویسنده انگلیسی است. این کتاب داستان پنج مرد است که در یک سفر دریایی با یک کشتی نفرین‌شده داستان‌هایی از جوانی خود روایت می‌کنند.
جوانی، حکایت گیرایی درباره پیشگویی‌های بد، گذر زمان و شکل‌گیری شخصیت انسان است.
در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم:
«این اتفاق در هیچ کجا نمی‌تواند رخ داده باشد، مگر در انگلستان؛ جایی‌که انسان و دریا درهم نفوذ می‌کنند، چنان‌که گویی دریا وارد زندگی بیش‌تر انسان‌ها می‌شود و انسان‌ها هم چیزی یا همه‌چیز را درباره‌ی دریا از طریق تفریح، مسافرت یا امرار معاش می‌فهمند.
ما به‌دور یک میز ناهارخوری نشسته بودیم، و بطری‌ها و لیوان‌های شراب قرمز، صورت‌های ما را درحالی‌که به‌ آرنج‌های‌مان تکیه داده بودیم، منعکس می‌کرد. مدیر یک شرکت، یک حسابدار، یک وکیل، مارلو و من آن‌جا بودیم. مدیر اهل کانوی بود، حسابدار چهارسال در دریا خدمت کرده بود، وکیل عضو حزب محافظه‌کار عالی، سخت پای‌بند به آداب و رسوم کلیسا، از بهترین رفقای قدیمی، و با عزت نفس بود، دیگری یک افسر فرمانده‌ در خدمت‌نظام بوده، در روزهای خوش قدیم وقتی که قایق‌های پستی کشتی‌های بادی با حداقل دو دکل بود، از آن‌ها استفاده می‌شد تا با بادبان‌های سبک مجاور بادبان چهارگوش که در بالا/پایین قرار داشت، قبل از وزش بادهای موسمی معتدل به دریای چین بیایند.
ما همه زندگی را در سرویس‌های تجاری شروع کردیم. در میان پنج نفر از ما پیوند و اتحاد قوی و محکمی با دریا، هم‌چنین رفاقت و دوستی با کشتی وجود داشت که هیچ اندازه‌یی از شور و اشتیاق برای قایقرانی، گشت‌زنی و غیره نمی‌توانست آن‌را به ما بدهد. چراکه یک دلیل‌اش فقط سرگرمی زندگی‌ است، و دیگری خود زندگی است.»