دسته بندی

سبد خرید  

هیچ محصولی ثبت نشده

هزینه پستی 0ريال
مجموع 0ريال

اتمام خرید

نماد اعتماد اینترنتی نماد ساماندهی
http://nashrcdn.ir/i/o_1bs2mjrs613mlf566819r51p0410.jpg

یک مرد تنها

گائو شینگ چیان(مولف),امیرحسین اکبری شالچی(مترجم)
ناشر : نشر روزگار
سال چاپ : ۱۳۹۶
تعداد صفحات : ۴۷۲
شابک : ۹۷۸۹۶۴۳۷۴۶۰۳۲


برای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک کتاب از اپلیکیشن پاتوق کتاب، اینجا کلیک کنید.

توضیحات
«کتاب یک مرد تنها» از مجموعه «کلاسیک‌های روزگار» نوشته گائو شینگ جیان (-۱۹۴۰)، برنده جایزه نوبل ادبی سال ۲۰۰۰ است. او در چین متولد شده و دارای ملیت فرانسوی است و از محبوب‌ترین نویسندگان در چین محسوب می‌شود. در آثار جیان سبک و لحن خاصی وجود دارد، روایتی که در ادبیات معاصر چین بی سابقه است و شاید دلیل آن هم بهره گیری او از ادبیات فرانسه است. جیان در بیست و دو سالگی از رشته ادبیات فرانسه فارغ التحصیل و بعدها مقیم پاریس شد. کتاب‌های او تا مدت‌ها به صورت غیرقانونی در چین به دست خوانندگان می رسید.
بخشی از رمان سیاسی «یک مرد تنها» را می‌خوانیم:
می‌بینی روی کاغذ آوردن وضعیت آن روزگار چه‌قدر سخت است. حتا توضیح معنایی که واژه «او» در آن زمان می‌داده، خیلی خیلی برایت دشوار است. آدم باید اول یک سری از مفهوم‌های آن زمان را روشن کند و معنای واقعی آن‌ها را بفهماند. مثلا همین واژه عجیب‌غریب «حزب»، طبعا معنایش هیچ با آن معنایی که پدرت در آن زمان از این نقل قول در نظر داشت، یکی نیست: «اشراف‌زاده با خیلی‌ها نشست‌وبرخاست می‌کند، اما به هیچ حزبی [طرفی] نمی‌پیوندد.» پدرت بعدها دیگر جرات نداشت این نقل قول را یاد کند، و این واژه را با احترام و ترس بسیاری بر زبان می‌آورد. گاهی حتا دست‌اش می‌لرزید و از ترس جان، می در جام می‌ریخت. واژه «حزب» تا این اندازه سترگ و قدرت‌مند و ویژه شده بود. حتا دولت سترگ و قدرتمند و ویژه هم، زیردست حزب بود؛ همچنین آنچه «واحدهای کاری» نامیده می‌شد و به مردم، کار و دستمزد و نان می‌داد، زیردست حزب بود، این چیزی بود که نیاز به یادآوری نداشت، همه آن را می‌دانستند. همین «واحد» «حزب» سر همه چیز تصمیم می‌گرفت: کجا آدم زندگی کند، جیره غذایی، مسکن و آزادی شخصی. کسی که هنوز به عنوان «دشمن» اعلام نشده بود، با نام «رفیق» یاد می‌شد، این واژه، معنایی بزرگی داشت و همه سعی می‌کردند آن را پیشوند اسمشان کنند. اگر موفق به این کار نمی‌شدند، جزو «ارواح خبیثه و اجنه‌های گاو» ی می‌شدند که «واحد» باید از آن‌ها پاک‌سازی می‌کرد، روانه‌اش می‌کردند تا «تربیت» شود.
تا حزب خواست پیکار کند، هر کدام از واحدها گرفتار جنگ مرگ و زندگی شد، هر شخصی می‌ترسید قربانی پاک‌سازی‌یی که جریان داشت، بشود.
آدم یا جزو رفقای انقلابی می‌شد (که شانزده درجه داشتند)، یا جزو ارواح خبیثه و اجنهٔ گاو (که پنج نوع بودند) که در آن‌صورت می‌گذاشتند در شهر زندگی کند.