دسته بندی

سبد خرید  

هیچ محصولی ثبت نشده

هزینه پستی 0ريال
مجموع 0ريال

اتمام خرید

تازه‌های الکترونیک

نماد اعتماد اینترنتی نماد ساماندهی
http://nashrcdn.ir/i/6383.jpg

علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت

حسن رحیم پور ازغدی(مولف)
ناشر : طرحی برای فردا
سال چاپ : ۱۳۹۳
تعداد صفحات : ۶۸
شابک : ۹۷۸۰۰۰۰۰۶۳۸۳۰


مبحث اصلی کتاب «علوم اجتماعی و رودربایستی با عقلانیت» بررسی و تحلیل مفاهیمی بنیادین چون حق، منفعت، حقوق بشر، آزادی، مشروعیت، نظام مطلوب، انسان مطلوب و... در نظام معرفتی متفکران غربی و علوم انسانی بر آمده از آن است که سعی کرده است با نگاهی پرسش گرانه و انتقادی، تاملاتی بنیادین در این باره داشته باشد و آنها را به چالش بکشاند و مخاطبان به ویژه اساتید و دانشجویان را به تفکر در این خصوص دعوت کند.
تعریف «قدرت و مشروعیت»، مسبوق به تعریف «حق»، تبیین «حقوق»، بدون تبیین «آدم و عالم»، محال است، تفکیک «باید» از «هست»، قطع ریشه «حقوق بشر»، تزلزل بنیادهای علوم انسانی، پس از «هیوم» و «کانت»، دموکراسی چرتکه ای؛ «منافع» به جای «برهان»، تعلیق «حکمت نظری»، منشاء تخریب «حکمت عملی»، ربط غایی «انسان و خدا»، تنها توجیه «حقوق فطری بشر»، حق «قدرت» یا قدرت «حق»؟ مسئله اینست، «حقوق بشر»، اختراع بشر نیست، «سکولاریزم»؛ جعل اضطراری «حدود و حقوق»!، قرارداد انسانی یا پروتکل غریزی!؟، محل نزاع: «تدوین مفهومی و حکمی» حقوق یا «تقسیم موضوعی»!؟، مادران تئوریک «مشروطیت و جمهوریت غربی»؛ خود، «سلطنتی» ند، دمکراسی با رای های «مدیریت شده»، پروتکل های لائیک و اختیارات دیکتاتورمآب، بن بست در «داوری»، «حقوق ذاتی بشر» نه قابل اعطا است نه قابل سلب. حق ذاتی، قابل واگذاری نیست، فلسفه مادی، نامادری حقوق بشر، تاثیر ابن سینا و غزالی بر عقل گرایی و رمانتیسیزم اروپا ، سبک مدیریت، عمل زدگی و ارزش های فروپاشیده، علوم انسانی غرب و پیش فرض های سکولار و ایدئولوژیک آن، آزادی صوری مردم، آزادی واقعی سرمایه دار، انقلاب های قلابی و جنگ قدرت مدرن، مدرنیته و نوسازی نظام بردگی، مسیحیت، حلقه انتقال از حقوق اسلامی به حقوق سکولار، بنیادگرا باشیم و از بنیادها بپرسیم، از آزادی تا هرج و مرج ارزشی، گدایان بدون ژاندارم، آزادی محض، همان نابرابری است، رقابت غیر متعهد یا آزادی انحصار؟!، سرمایه: سازماندهی رسانه، حزب و پارلمان، نه قانون، نه اکثریت؛ این است لیبرال دموکراسی، انسان اومانیست ها؛ مرد سفید سرمایه دار اروپایی، ثروت بیشتر، قدرت متراکم تر، عدالت کمتر، اخلاق رقیق تر، انسان شناسی واقع بینانه، نه خوش بینانه و نه بدبینانه، نسبت اومانیزم و حقوق فطری با نژادپرستی و غارت جهان، تفکیک باید از هست؛ زوال ارزش ها ، ضرورت علی، چسب باید و هست، توصیف صغروی و توصیه کبروی، الزام آوری باید و نباید از کجاست؟، حقوق بادآورده را به باد می برد، پراگماتیزم حقوقی و اخلاقی از سر بیچارگی تئوریک، حق حیات هم دلیل می طلبد، پیش فرض های اثبات نشده: گفتند و رفتند، تفکیک مشروعیت سیاسی از مشروعیت دینی؟، قطع رابطه حق و تکلیف و نفی غایت و حکمت، بشر، مستقل از حق خدا، حقی ندارد و... از جمله مباحثی هستند که در این کتاب تحلیلی انتقادی بیان می شوند.
رحیم پور در بخشی از این کتاب می نویسند: «چرا از بنیادهای فلسفی علوم اجتماعی غرب، نمی پرسیم؟ چرا نمی پرسیم که با چه استدلالی از حقوق بشر می گویند؟ با کدام استدلال فلسفی، کدام اپیستمولوژی و کدام انسان شناسی؟ با کدام حق منطقی؟ و کدام حق اخلاقی!؟ هر که در علوم سیاسی، تئوری می دهد، یا مکتبی در جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد، حقوق بشر، خانواده و تعلیم و تربیت و... ارائه می دهد، ابتداء این پرسش، پاسخ دهد که انسان چه حقوقی دارد؟ و به چه دلیل؟ حتی برای حق حیات نیز توضیح می طلبیم که چرا حق حیات؟»
وی می افزاید: «نمی توان تاریخ علوم سیاسی و فلسفه سیاست بلکه کل علوم انسانی در غرب را بدون ارتباط آن با ایدئولوژی های سکولار که در قرن ۱۹ با شعار آزادی، برابری و پیشرفت بر سر کار آمده اند، بررسی کرد. سراسر قرن ۲۰ میلادی محصول جنگ قدرت میان این ایدئولوژی ها بوده است.»
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخشی دیگر بیان می کند: «برای توجیه استثمار و نژادپرستی، جامعه شناسی نوشتند. در حوزه علوم اجتماعی، دست کم سه جریان نژادپرستانه، به طرزی علنی و وقیح تئوری پردازی شدند تا با استدلال های شبه علمی اثبات کنند که نژادپرستی و استثمار جهان به دست اروپا، توجیه علمی دارد و واقعا نژادهای انسانی برابر نیستند.»
رحیم پور در این کتاب معتقد است: «جز با ربط دادن «حقوق بشر» به «حق الله» نمی توان حقوق بشر را تئوریزه کرد. سنگ بنای کج در علوم انسانی غرب یا غربزده، تعریف سکولار از انسان و جهان و رویکرد صرفا مادی به معرفت (تجربه و علم و فلسفه)، قداست زدایی و سکولاریزه کردن حقوق و اخلاق و فرد و جامعه و حق تکلیف و حتی معنویت است.»