دسته بندی

سبد خرید  

هیچ محصولی ثبت نشده

هزینه پستی 0ريال
مجموع 0ريال

اتمام خرید

نماد اعتماد اینترنتی نماد ساماندهی

گروه تحقیقاتی احیاء    (۱۲ کالا موجود است.)

  • بازگشت مسلم (زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی (تیپ فاطمیون افغانستان))

    بازگشت مسلم (زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی (تیپ فاطمیون افغانستان))

    معرفی کتاب: این نوشتار به مرور حیات دنیایی و معنوی شهید سید مصطفی موسوی می پردازد. شهید موسوی از تبار مجاهدان افعان بود که شناخت روحیات و حالات او کمکی به بهتر زندگی کردن ماست. کتاب حاضر براساس خاطرات و روایت خانواده و همرزمان شهید است.

    ۵۰,۰۰۰ ريال
  • بر مدار حرم (زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم مرتضی کریمی شالی)

    بر مدار حرم (زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم مرتضی کریمی شالی)

    معرفی کوتاه: سال ۱۳۶۰ بود. یک سالی از شروع جنگ میگذشت. مردم در تبوتاب کار و اقتصاد و انقلاب بودند و کشور در حال جنگ با دشمن بود. ما هم از این قضایا مستثنا نبودیم. خانوادۀ ما یعنی کر یمیها هم اهل غیرت و شجاعت بودند. از مردان خانوادۀ ما چندین تن در جبهه های جنگ حضور داشتند. مرتضی را باردار بودم، خبر آوردند که پسر برادرم در جبهه مفقودالاثر شده. پیدایش نمیکردند. مدتی گذشت. دیماه بود که مرتضی به دنیا آمد. مادرم زنگ زده بود که برادرهایم دنبال برادرزادهام به جبهه رفتهاند تا از سرنوشتش خبر درستی بیاورند. گفت: «بچه را که تازه به دنیا آمده، در این هوای سرد همراه خودت نیاور. خبری شد، بهت اطلاع میدهیم! » مرتضی ده روزه بود. بعدازظهر روز بعد کسی تماس گرفت که بیایید، شهید حسین کر یمی را آوردهاند.

    ۱۰۰,۰۰۰ ريال
  • سند گمنامی (زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم احمد مکیان)

    سند گمنامی (زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم احمد مکیان)

    معرفی کتاب: آنچه در این کتاب می خوانید، روایتی ساده و خودمانی از زندگی جوانی بیست و یک ساله، شهید احمد مکیان است. جوانی که دوران طلبگی را پشت سر گذاشت، حافظ قرآن شد، نامش را جزو مدافعان حریم اهل بیت علیهم السلام ثبت کرد و از تمام تعلقات دنیا جدا شد تا به آرزویش، شهادت، برسد. در بازنویسی خاطرات تلاش شده است از طول و تفصیل های اضافه خودداری و خاطرات به صورت گلچین شده به حضور خوانندگان تقدیم شود.

    ۶۰,۰۰۰ ريال
  • مسافر آبان (زندگی و خاطرات جوانترین شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی)

    مسافر آبان (زندگی و خاطرات جوانترین شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی)

    معرفی کوتاه: به نظر من زنی که کودکی خوبی داشته باشد، مادر خوبی میشود. من در خان های بزرگ شدم که بچه دوروبرمان زیاد بود. ما با پدربزرگ و دایی و خاله ام زندگی میکردیم. یک ساختمان سه طبقه بود که ما در طبقۀ سوم بودیم، دایی در طبقۀ دوم و خاله ساکن طبقۀ اول بودند. پدربزرگم بعد از فوت مادربزرگ پیش ما زندگی می کرد. حیاط بسیار بزرگی داشتیم که دیوارهایش کاه گلی بود و حوض بزرگی در وسط آن قرار داشت. پدربزرگ را «بابا » صدا میزدم و به پدر خودم «آقا » میگفتم. پدربزرگم در خانه کبوتر داشت و لانۀ آنها در حیاط خانه بود. عصرها که می شد، پدربزرگ مقداری گندم در حیاط پخش میکرد و به ما اجازه نمی داد که سمت آنها برویم. تخت چوبی بزرگی آنجا بود که ما روی آن مینشستیم و منظرۀ زیبای نشستن کبوتران را روی زمین برای خوردن دانه های گندم تماشا می کردیم. کبوتران سفیدی که آن قسمت می نشستند، حیاط را یکدست سفیدرنگ میکردند. پدربزرگ اصلا به آنها کاری نداشت. فقط بعدازظهرها برای آنها دانه های گندم را در حیاط می پاشید. کبوترها هم از آب داخل حوض می خوردند و دوباره برمی گشتند به لانه هایشان. خانۀ باصفایی داشتیم. یک درخت کاج بزرگ وسط حیاط بود و باغچۀ بزرگی داشتیم که در آن گل همیشه بهار و گل محمدی و بوتۀ پرپشت گل یاس بود.

    ۶۰,۰۰۰ ريال