دسته بندی

سبد خرید  

هیچ محصولی ثبت نشده

هزینه پستی 0ريال
مجموع 0ريال

اتمام خرید

نماد اعتماد اینترنتی نماد ساماندهی

اشخاص    (۰ کالا موجود است.)

  • بصیرت در نهج البلاغه

    بصیرت در نهج البلاغه

    انسان به‌حکم فطرت علاقه به ترقی، تعالی و تکامل دارد و چون تعالی وابسته به حرکت است، در نتیجه هرکس بخواهد در مسیر رشد قرار گیرد باید راه خوب را "خوب " بشناسد‏ تا بتواند به رهسپاری خود اطمینان یابد و به اندازه‌ای پشت‌کار داشته باشد که موانع، او را از تحرک منصرف نکند. امام علی(ع)، به عنوان سردار شناخت "مسلمانان از راه‌بریده" و سردمدار راه‌شناس و راهنمای مقابله با "از راه بریده‌های فتنه‌گر " برای به دوش کشیدن این علم و ادامه‌ی این راه، دو صفت را ضروری معرفی می‌کند؛ بصیرت و صبر.

    موجود نیست
  • مدیریت مدرسه؛ با تاکید بر رفق و مدارا

    مدیریت مدرسه؛ با تاکید بر رفق و مدارا

    کتاب حاضر، پژوهشی است که در آن سعی شده با تبیین اهمیت روابط انسانی و تاثیر شگرف آن در ایجاد شوق و انگیزه در معلمان و در پی آن ایجاد محیط خوب و علاقه‌مندی در دانش‌آموزان به سوالاتی مانند «چرا مشکلات اقتصادی برای بعضی پررنگ‌تر از بعضی دیگر است»، «چگونه مدیر می‌تواند از تمام توانایی‌ها، مهارت و استعدادهای معلمان استفاده کند بدون آن‌که خسته شوند»، «چرا اقبال معلمان و دانش‌آموزان برای ورود به بعضی مدارس بیشتر از مدارس دیگر است» پاسخ داده شود.

    موجود نیست
  • صدایی از آینده (زندگی نامه آرتور رمبو)

    صدایی از آینده (زندگی نامه آرتور رمبو)

    شاید هیچ وقت، هیچ کس نتواند به درستی این روح عاصی سرکش را که از شرق تا غرب زمین مرزهای جغرافیا و معنا را در نوردیده، درک کند. شاعری که شاعر زمان ها و مکان های بسیار است و شعر را به مرز های حقیقی اش نزدی کتر کرد. با این حال می توان با نگاهی به سیر زندگی نه چندان طولانی اش قسمت های تاریکی از وجود او را روشن کرد.

    موجود نیست
  • زیارت مهتاب

    زیارت مهتاب

    سلام بر تو اى مادر مهربانى ها! سلام بر تو اى بانوى کرامت! خودت مى دانى که چقدر دوست دارم این سخن را تکرار کنم: «اگر عشق تو نباشد، به چه کار آید زندگى من؟». به راستى که عشق تو، معناى زندگى من است. مهر تو، تنها سرمایه من است. وقتى که اشک در دیده هایم مى نشیند، دست به دعا برمى دارم و اولین دعایم این است: «خدایا! هر چه را از من مى گیرى، بگیر، اما عشق به فاطمه(علیها السلام) را از من مگیر!». من به خوبى مى دانم که عشق تو، راز خلقت هستى است. نمى دانم چگونه خدا را شکر کنم که مرا با تو آشنا کرد، اکنون مى خواهم با تو سخن بگویم و با تو نجوا نمایم، اما چگونه؟ من چه بگویم که شایسته مقام تو باشد؟ نمى دانم چه بگویم. سخن گفتن درباره تو، کار ساده اى نیست، من در اینجا دیگر سکوت مى کنم... صدایى به گوشم مى رسد، یکى با من سخن مى گوید: «چرا سکوت کرده اى؟ چرا سخنى نمى گویى؟ تو مى خواهى با بانوى هستى سخن بگویى، این گونه سخن بگو...». کیست که این گونه با مهربانى با من سخن مى گوید؟

    موجود نیست